دربیکران زندگی دوچیز افسونم می کند

آبی آسمانی که میبینم و میدانم که نیست

خدایی که نمی بینم و می دانم که هست.

/ 4 نظر / 8 بازدید
شاکلید

میروم خسته و آزرده و زار سوی منزلگه ویرانه خویش به خدا میبرم از شهر شما دل شوریده و دیوانه خویش میبرم تا که در آن نقطه دور شستشویش دهم از رنگ گناه شستشویش دهم از لکه عشق زین همه خواهش بیجا و گناه میروم از شهر شما... (دکتر علی شریعتی)

MAJID

دوست داشتن از عشق برتر است... عشق جوششي يك جانبه است. به معشوق نمي انديشد كه كيست؟ اما دوست داشتن در روشنايي ريشه مي بندد و در زير نور، سبز مي شود و رشد مي كند و از اين رو است كه همواره پس از آشنايي پديد مي آيد... عشق در دريا غرق شدن است و دوست داشتن در دريا شنا كردن. عشق بينايي را مي گيرد و دوست داشتن مي دهد. عشق لذت جستن است و دوست داشتن پناه جستن. عشق غذا خوردن يک گرسنه است و دوست داشتن "همزبانی در سرزمين بيگانه يافتن"...» شریعتی

شاکلید

اگه تو زندگیت به در بزرگی که روش یه قفل بزرگه رسیدی ناامید نشو، چون اگه قرار بود در باز نشه جاش یه دیوار میساختن. "بخند،ببخش،فراموش کن"

همیشه تنها

خدایا: به من زیستنی عطا کن که در لحظه مرگ بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذاشته است حسرت نخورم و مردنی عطا کن که بر بیهودگی اش سوگوار نباشم بگذار تا آن را من خود انتخاب کنم اما آنچنان که تو دوست داری چگونه زیستن را تو به من بیاموز چگونه مردن را خود خواهم آموخت.[سوال] www.ursamainor.persianblog.ir